محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
748
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ديگر روز مختار از مردم بيعت خواست ، همه سپاه با او بيعت كردند به طلب خون حسين . و عبد الله بن كامل صاحب شرط بيامد و گفت كه عبد الله بن مطيع در سراى ابو موسى الاشعرى است . و عبد الله دوست مختار بود ، پنهان كس فرستاد و گفت : مرا معلوم شد كه تو در سراى بو موسىاى ، اگر خلق بدانند ترا به هلاكت برند ، برخيز و برو پنهان . عبد الله گفت : مرا سه روز زمان ده تا نفقاتى به دست آورم . مختار او را صد هزار درم فرستاد . عبد الله بن مطيع به مكّه نيارست شدن ، به بصره رفت . و مختار به هر شهرى اميرى فرستاد . عبد الله بن [ حارث برادر ] مالك اشتر را به مدينه فرستاد . محمّد بن [ عمير بن ] عطارد را به آذربايگان ، و عبد الرّحمن بن سعيد را به موصل ، اسحاق [ بن مسعود ] را به مداين . و ايشان از اين شهرها بيعت گرفتند . و مختار داد و عدل بگسترد ، و هر روز تا نماز پيشين به دار العدل بنشستى و خود را به لقب خليفة المهدى نام كرد و دعوت بر محمّد حنفيّه مىكرد و نامه ها را به فتح به دو مىفرستاد .